نه قدرت که با وی نشینم

نه طاقت که جز وی ببینم

شدست آفت عقل و دینم

 

ای دلارا، سرو بالا

کار عشقم چه بالا گرفته

در سر من جنون جا گرفته

 

جای عقل، عشقت یک جا گرفته

خانه‌ی دل به یغما گرفته

 

آفت تن، فتنه‌ی جان

رهزن دین، دزد ایمان

ترک چشمت، نی ز پنهان

 

آشکارا، ای نگارا

خانه‌ی دل به یغما گرفته

بر سر من جنون جا گرفته

 

سوزم از سوز دل ریش

خندم از بخت بد خویش

گریم از دست بداندیش

خواهمش بینم کم و بیش

 

گریه راه تماشا گرفته

جای عقل عشقت یک جا گرفته

خانه‌ی دل به یغما گرفته

 

بر دل ریشم مزن نیش

ز آه مظلومان بیندیش

کن حذر از آه درویش

گوئیت دل ای جفاکیش

 

آتش فتنه بالا گرفته

سختی از سنگ خارا گرفته


این تصنیف را عارف به جهت قدرت السلطنه، از دختران ناصرالدین شاه که عارف به او دل باخته می سازد.البته راجع به دلباختگی های عارف سخن ها نقل شده که در لینک ذیل بدان اشارتی رفته.خداش بیامرزاد.

تصنیف نه قدرت در مایه افشاری است که در ادامه روایتی از این تصنیف با صدای محمدرضا شجریان از آلبوم آرام جان وی آورده شده است.

لینک: عارف عاشق پیشه و دختران ناصرالدین شاه


برچسب‌ها: تصنیف افشاری, تصنیف قدیمی, تصنیف قدیمی افشاری, تصنیف افشاری از عارف, عارف قزوینی, قدرت, محمدرضا شجریان, آلبوم آرام جان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت 3:42 توسط هـــــــــزارآوا |