تعطیل است

.



زخمه ساز تو مرهم هنر است


اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
چهرهء تو پیدا شد....

روحش شاد بادا


بیزن ترقی در رسای همایون خرم

نه هرکه در غم خویش است محرم هنر است
که شور وشوقی اگر هست در غم هنر است

مباش شاد به این زندگی زود گذر
چرا که عالم جاوید عالم هنر است

به غیر عشق در این راه رهنمایی نیست
که هرکه همره عشق است همدم هنر است

به شهسوار سپاه طلیعه داربگو
به دوش مرد هنرمند پرچم هنراست

هنروری نگین نیاز خود نفروخت
به دست حاتم گنجور خاتم هنر است

شنو ز نغمه الهام بخش موسیقی
که این ترانه عشق است وملهم هنر است

زبان شکوه فروبسته ام زسوز درون
چراکه زخمه ساز تو مرهم هنر است

مگر زساز همایون دلم شود خرم
که خود نشانه ای از روی خرم هنر است


صفای باطن آیت الله مجتبی تهرانی مثال زدنی بود


حسام‌الدین سراج از حقیقت‌گویی و صفای باطن زنده‌یاد آیت‌الله مجتبی تهرانی به نیکی یاد کرد و ایشان را از آیات عظام مورد اعتماد همگان دانست.

حسام‌الدین سراج موسیقیدان و خواننده که از گذشته‌های دور سر کلاس درس زنده‌یاد آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی حاضر می‌شد و از دوستداران آن عالم دینی بود در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: ایشان به اخص از لحاظ داشتن تقوا جزو سرآمدان تاریخ معاصر بود که جای ایشان از این به بعد بسیار خالی است.

وی افزود: من از قدیم سر کلاس درس ایشان حضور داشتم. اصولا کسانی که به علوم حقیقی علاقه‌مند بودند به کلاس‌های این مرد بزرگ می‌رفتند و با وی محشور بودند.

سراج بیان کرد: ایشان کلاس‌هایی به صورت رسمی در حوزه علمیه داشتند ولی حلقه‌ای هم با حضور ایشان تشکیل می‌شد که شرکت در آن آزاد بود و بسیاری از علاقمندان در آن کلاس‌ها حاضر می‌‌شدند.


این موسیقیدان به نفوذ کلام مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مجتبی تهرانی و نیز منطق درست ایشان اشاره کرد و گفت: نفوذ کلام آن عالم دینی بسیار بالا بود. منطق ویژه ایشان در مباحث اخلاقی جالب و جاذب بود. مراسمی که شب‌های قدر برگزار می‌کردند همیشه محفلی برای دین‌دوستان واقعی بود.

این هنرمند خواننده در پایان گفت: صفای باطن ایشان مثال‌زدنی بود. آن بزرگوار گاهی نیز مقتل‌خوانی می‌کردند و این مقتل‌خوانی وی همواره همراه با حقیقت بود و همیشه امانتدار واقعیت بود.

آیت‌‌الله‌‌ حاج‌‌آقا مجتبی تهرانی که از اسانید اخلاق و از شاگردان مبرّز مکتب فقهی، اصولی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی امام خمینی(ره) بودند در سن 77 سالگی و با بیش از 30 سال کرسی دروس اسلامی در حوزه‌ علمیه‌‌ تهران دار فانی را وداع گفت.


.

ادامه نوشته

تفحصی در زندگی و آثار هنری منوچهر همایون پور




از بخت شکر دارم از روزگار هم. کاری نمی­شود کرد، جامعه دچار نوعی گسست نسلی و نیز امتناع و انقطاع فرهنگی شده است. اما باید شکرگذار نیز بود، در روزگاری که به زعم مهندس مهدی بازرگان ( نخست وزیر دولت موقت 1357 – 1358 ) جامعه دچار قحطی­ الرجال، وجود مفاخری نظیر استاد منوچهر همایون­ پور غنیمیتی است.

همایون­ پور از زمره نسل­های نخستین آواز معاصر – نوین است. نسلی که به عینه خدمات و نتایج جریان­های مدرن موسیقی را مشاهد کرده و طعم صداهای ماندگار را چشیده بود. طوری که نه تنها شباهت­ و تفاوت­های آوازخوانان را شنیده، بلکه دیده بود. این تجربه برای کسی چون همایون­ پور کافی بود که با توجه به ظرفیت­ و ضرورت­ها، به ابداعی در قلمرو آواز دست یابد.

وی در سال 1303 در خانوده­ای نظامی در بروجرد به دنیا آمد. از کودکی به ادبیات و موسیقی آن­هم از طریق گوش کردن به صفحات رایج آن زمان، علاقه نشان داد. خود می­گوید : « من در کنار آواز و موسیقی از پی­گیری، مطالعه و تدقیق در شعر فارسی غافل نبوده­ ام ... من با عشق و علاقه­ توصیف­ ناپذیری مجذوب صنعت گرامافون شده بودم و از وقتی که سوزن بر روی صفحه می­رفت و آهنگ و نوایی از آن به گوش می رسید، آن­چنان از خود بی­خود می­ شدم که شرح آن با قلم و بیان امکان ندارد. در موقعیت­ و فرصت­هایی که دست می­داد عاشقانه و شیفته­وار به آهنگ­ها و آواز­های گرامافون گوش می­دادم و کم کم در سنین هفت – هشت سالگی بعضی از آن­ها را یاد گرفته بودم و می­خواندم». گوش دادن مدوام به صفحات آوازخوانانی نظیر طاهرزاده، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، رضا قلی ظلی، قمر، روح انگیز و بدیع­ زاده ( آوازخوانانی که بعدها سنگ بنای بیان آوازی وی را بنا نهادند ) همایون­پور را بسان یک هنرآموز حرفه­ای کرده بود - وی معلم آواز خود را همین صفحات آواز می­دانست.

بعد از شهریور 20 همزمان با تأسیس بی­سیم و رادیو به تهران می­ آید و در همان سال­ها وارد خدمت اداری می­ شود. شایع شدن صفحات و سبک آوازی بدیع­ زاده به عنوان یک نوع آواز تفریحی و مردمی، همایون­پور را به فکر واداشت که با الهام از ملودی­ های بومی، محلی، فولکلور و روز آن زمان و بهره­مندی از سبک و سیاق آوازی گذشتگان و نیز استفاده از اشعار مقتضی، سبکی جدید را ابداع کند. خود می­گوید: « در سال­های 24 – 23 و در عنفوان شباب در محافل دوستانه ابیاتی گزیده از شعر فارسی و بعضی آهنگ­ها محلی و ضربی (ریتمیک) و تصنیف­های روز را می­خواندم و دوستان و طرفدارانی هم پیدا کرده بودم». البته ورود به رادیو آن­هم در زمانی که ممتحنین رادیو (ممتحینی نظیر ادیب خوانساری، علی تجویدی، ابوالحسن صبا، غلامحسین بنان) سخت­ ترین آزمون­ها را می­ گرفتند و ضوابط را بر روابط ارجح می­ دانستند، ورود جوانی شهرستانی، نشان از نبوغ و خلاقیت ذاتی دارد.

وی در سن 20 سالگی در سال 1325 از طریق یکی از شاگردان ابوالحسن صبا به نام «محمد علی نامداری» به رادیو و متعاقباً به خود ابوالحسن صبا معرفی می­شود. در سال 1326 نخستین اجراهای خود را با ارکستری به رهبری ابوالحسن صبا آغاز کرد. آشنایی با صبا وی را وارد عالم دیگری کرد، همایون­پور خود ضرب­ شناسی، پایه های ضرب و بعضی از ردیف­ های مشکل آواز و شیوه­­های جدید تلفیق شعر و موسیقی را مدیون ابوالحسن صبا می­داند. وی بعدها با ارکسترهای مطرحی به رهبری ابراهیم منصوری، جواد معروفی، روح­ الله خالقی و حسین یاحقی همکاری کرد.

وی چنین می­نویسد : «در سال 1326 افتخار آشنایی با استاد صبا را پیدا کردم و طوق ارادت او را بر گردن نهادم و هفت برنامه رادیویی در خدمت وی بودم. در سال 1327 هم با استاد حسین یاحقی . در سال 1328 با ارکستر ابراهیم منصوری، در سال­های 1329 – 1332 با ارکستر مرتضی گرگین­ زاده موسیقی دان و انسان والا ... . در تمام مدت سال 1334 و چند ماهی از سال 1336 با ارکستر جواد معروفی کار داشته­ ام که نواری از آن نیز موجود است. بعد از این­که پرویز یاحقی دوباره پس از چند سال در سال 1337 با ارکستر حسین یاحقی ارکستری تشکیل دادند، تا سال 1338 با آن­ها کار می­کردم و نوارهای از آن سال­ها نیز موجود است. در سال 1337 و 1338 با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی استاد روح­ الله خالقی و زرین­ پنجه و ارکستری به سرپرستی مشیر همایون همکاری داشتم. بنابراین پایان کار من بر خلاف آن­چه که در قصه شمع آمده سال 1336 نبوده است ».

همایون ­پور شاید رندترین آواز خوان موسیقی سده اخیر است. کسی است که بدون هیچ زمینه اقلیمی تا عمق مکتب آوازی اصفهان می­رود و ظرایف و دقایق آن­را با جان و دل لمس، نه این­که تنها آن­را طوطی­وار به ذهن بسپارد، بلکه آن­را بدون تکلف اجرا می­کند. تا جایی که به راحتی می­توان وی را یکی از مراجع فرهنگ آواز اصفهان دانست. به زعم و ذکر یاران و خود همایون­پور، شاید بیشترین تأثیر را همایون­ پور از آواز از «تاج اصفهانی» گرفته باشد. درست است در برخی جملات، تحریرها و ادات تحریری همایون­پور، به راحتی می­توان ردپای آواز تاج را دید.

به طور مثال در ابتدای صفحه معروفی که ترانه محلی «یک حمومی سیت بسازم» را می­خواند، آوازی در قرچه با مطلع «دوستت دارم دانم که تویی دشمن جانم / ارچه با دشمن جانم شده­ام دوست ندانم» می­خواند، تحریر وی در این جمله به گونه­ای است که غیر از تحریرهای فلکی تاج­ اصفهانی نمی­توان نمونه­ ای بر آن یافت. اما به عقیده نگارنده محتوای صدای همایون­ پور بیش از آن­که متأثر از تاج باشد تحت­ تأثیر ادیب است.

در محفل خصوصی (حوالی 1335) به همراهی ادیب خوانساری، حسن کسایی و استادش ابوالحسن صبا، وی ضربی معروف «بیستون» (ای گل چه زیبایی آهنگی کردی – بر روی آهنگ «ای برار چه هاتی»، شعر عبدالله جوانشیر، تنظیم مرتضی گرگین زاده) را بعد از آواز و ضربی کوتاه ادیب چنان می­خواند که مخاطب هنوز گمان می برد خواننده همان ادیب است (!). آنجاست که می­توان خاستگاه تنوع کوک و کوک های متنوع آواز همایون­ پور متأخذ از آواز ادیب را یافت. ضمن این­که اساساً همایون­ پور نه به مانند تاج در نهایت قدرت، بلکه همانند ادیب در نهایت حالت می­خواند.

همایون­پور با نی کسائی و سه تار صبا


حسن کسایی یک­بار به «حسین علیشاپور» تنها شاگرد آواز همایون­پور می­گفت : «جای تعجب است که شاگرد همایون ­پور هستی! چرا که وی هیچ­گاه شاگردی نپروراند، اما اگر شاگرد وی هستی، وی را رها نکن، در وی گنجی است که شاید نایاب باشد، تا می­توانی از وی بیاموز» (نقل به مضمون).

به عقیده نگارنده همایون­ پور بسیاری از مشخصه و شاخصه­ های مکتب اصفهان را حتی از عمده آواز خوانان مکتب اصفهان، نه تنها بهتر می­دانست، بلکه به کار می بست. آن­چرا که برخی به طور انتزاعی آموخته و یا به طور انتزاعی دنبال می­کردند، وی آن­را در عمل اجرا می­کرد.


برای مطالعه ادامه مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه نوشته

به بهانه درگذشت بهرام سارنگ

بداهه خوانی در ابوعطا

آواز: بهرام سارنگ

سنتور: سعید ثابت

تنبک: داوود یاسری


سارنگ در 18 شهریور 1391 بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در امریکا درگذشت.

در گذشت زنده یاد بهرام سارنگ را به خانواده هنر ایران تسلیت عرض کرده و از غفران الهی را از باری تعالی برای وی آرزومندیم.

در ذیل به برخی از فعالیت های هنری بهرام سارنگ اشاره می کنیم:


کنسرت با گروه های مختلف
● با گروه دلنــوازی در ایران ،چیـن ، کرواسـی ، ژاپن.
● با گروه درویــش در ایران، آلمـان، سوئـد ، انگلستـان ، اسپانیـا ، ژاپن ، کشورهای آسیای میانه و عربی.
● با گروه استاد محمد رضا لطـفی در آمــریکـا.
● با گروه استاد فرامرز پایــور در ایران، مالــزی.
● با گروه عشــا ق درایران ، کـره جنـوبی ، ژاپـن .
● با گروه خجـستـه در ایران ، هندوستـا ن.
● با گروه چکـــا د در لهستــان ، اتــریـش

جشنواره های جهـانی
● فستیوال واشو در ژاپن
● پیـری فستیوال در کره جنوبـی
● فستیوال غــزل در ما لـزی
● فستیوال ورشــو در لهستان
● فستیوال یوروسلاو در لهستان (۲۰۰۸)

آلبومهـای رسمی
● سرگشتـه (با آهنگسـازی استاد رضـا شفـیعیـان)
● شرح شـوق (با آهنگسازی مهرداد دلنوازی)
● درگاه جمال (با آهنگسازی مهرداد دلنوازی)
● حــال دل (با شعـر و آهنـگ مهـدی ستایشـگر)
● روح سنتـور (با تنظیم و همراهـی اسماعیل تهـرانی و پوری عناویان وهمکاری دانشگاه موسیقـی اوزاکـای ژاپن)
● پنهان در غبار (آثار جواد لشکری، تنظیم مانی جعفرزاده)

همکاری با موزه هاماماتسوی ژاپن برای تهیه کلیه سازهای ملی وبومی ایران بعنوان سر منشاء سازهای خاور میانه وخاور نزدیک، ،ِهمـراهـی در موسیقـی متـن تـئـاتر ژاپنی (Genji Mono Gatari) با سازها و آواز ایرانی که برای نخستین بـار رخ داده است، همکا ری با انجمن تبادل فرهنگی ایران و ژاپن (Nippon Iran Cultural Exchange) و برگزاری بیش از ۱۰۰ برنـا مه، کنسرت وسخنرانی برای شناساندن فرهنگ وهـنر ایران به مردم ژاپن و اجـرای بیش از ۴۰ قطعـه آواز وتصنیف ملـی و آذری برای واحد موسیقی رادیو وتلویزیون از دیگر تلاشـهـای بهرام سارنگ در زندگی هنـری اوست.

لینک:

زندگینامه بهرام سارنگ و کارنامه هنری وی

فعالیت های بهرام سارنگ در ژاپن


ادامه نوشته

یک شاخه گل برنامه شماره 193 در سه گاه

یک شاخه گل برنامه شماره 193
با شرکت آقایان گلپایگانی و حبیب الله بدیعی
اشعار از: مولانا و عماد خراسانی
آهنگ موزون: در مایه ی سه گاه از آقای بدیع زاده
گویندگان: آذر پژوهش و ثابت ایمانی

متن برنامه در ادامه مطلب


لینک:

یک شاخه گل برنامه شماره 193
عماد خراسانی



ادامه نوشته

ردیف آوازی فراز و فرود منتشر شد

به نقل از وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی:

"ردیف آوازی فراز و فرود که کاملترین ردیف آوازی تاریخ موسیقی ایران می باشد توسط حوزه هنری منتشر شد.این ردیف با صدای استاد حسن گلپایگانی برادر استاد اکبر گلپایگانی اجرا شده است و شامل گوشه ها و ردیف هایی می باشد که توسط استاد اکبر گلپایگانی و حسن گلپایگانی جمع اوری شده است."

استاد گلپایگانی بارها در مصاحبه ها و صحبت هایشان راجع به این ردیف ، گستردگی آن (قریب به 900 گوشه) و چگونگی جمع آوری آن و زحمات بسیاری که طی سالیان دراز برای این کار کشیده اند سخن به میان آورده اند.

نیز استاد به این نکته که این ردیف دربردارنده ی گوشه های نایاب ، مهجور و زیبا هست و اینکه گوشه های تازه و بدیعی در آن یافت می شود؛ اشاراتی داشته اند.
امید است این تحفه، غنیمتی برای دوستداران و هنرآموزان، نیز چراغ راهی برای پژوهشگران این عرصه قرار گیرد.

تا ببینیم استاد دیرینه و یادگار قدما چگونه روسپیدمان می نمایند.

تا ببینی همه زیبایی و رعنایی ساقی
باش تا جام نخستین دلت از کف برباید